کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته علی رضا قلی است که توسط انتشارات  نی در 238 صفحه چاپ و منتشر شده است . این کتاب را از جمله کتابهای بیدار کننده می دانم که با بیان حقایقی سعی در  بیدار کردن جامعه  در خواب را دارند. نکات این کتاب بیشر تحلیل رویداد های  تاریخ معاصر ایران از جمله سیاستمداران بزرگ تاریخ مانند میرزا ابوالقاسم قائم مقام ، میرزا تقی خان امیر کبیر اتابک اعظم و مصدق می باشد.

در پشت جلد این کتاب این سوال مطرح می شود که آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام می شود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین؟

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است

"اصرار داشتم نشان بدهم که در حیات جمعی سیاسی-اقتصادی –اجتماعی ایران، هیچ گونه عاملی برای دگرگونی وجود نداشت و هیچ روزنه ای که بتواند اندک نور امیدی بتاباند مبنی بر این ساختار می توانست به سمت نظام های جدید تمدنی حرکت کند، در نظام های معرفتی و در نظام های غیر معرفتی گذشته وجود نداشت. به تمامی تلاش داشتم که دید چند عاملی را به جای تک عاملی بنشانم . می خواستم با این فکر که اگر امیر کبیر زنده بود یا اگر علیه مصدق کودتا نمی شد با اگر فلانی سر کار بیاید چنین و چنان می شود به مبارزه بر خیزم و نشان دهم که ساختارهای سیاسی –اجتماعی- اقتصادی فرهنگی  تاب تحمل اصلاحات این بزرگان را نداشتند. می خواستم که اگر صدبار با استبداد به هر علت گلاویز شویم و آن را تحویل دیگری بدهیم ،تا ساختارهای استبداد پرور هستندهمچنان به تولید محصول خود خواهند پرداخت و همچنین نکات دیگری که در گزارش خواهید خواند"

یکی از مسائلی که در این کتاب برای من خوشایند نبود عبارتهای ناآشنا برای فارسی زبان مثل جیفه، امتعه، ملاحان، مسکوکات،شایق، امهات،مومی الیه و چند تای دیگر بود.

این کتاب عبارتهای سوال برانگیزی نیز دارد مانند این عبارت در صفحه 146

"به گفته مولانا، بل به گفته این فرهنگ، کار را متعلق به خر بدانند یا دنیا در ((جیفه)) شود یا ((علم)) به معنی تجربی ((علم آخور)) تا همه چیز معطل شود:

قسم سوم با خران ملحق شود                                       خشم محض و شهوت مطلق شود

او ز حیوانها فزونتر جان کند                                                  در جهان باریک کاری ها کند

فرهنگ ما کار را ملحق به خر و کار کردن را جان کندن، و باریک کاری یا صنعت را کاری خرانه می داند."

دکتر کاظم علمداری در صفحه 228 کتابش چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت این عقیده را رد می کند و می نویسد:

"پشتوانه توسعه غرب، نه صرفا پیدایش علوم عقلی و نهضت روشنفکری ، بلکه استثمار و ریختن خون صدها هزار کارگری بود که به پای آن جان باختند. و عقب ماندگی ایران نیز نه آن چنان که برخی محققان می نویسند، ناشی از تنبلی ایرانیان،(اشاره به آقای علی رضا قلی)بلکه به دلیل نبود رشد بورژوازی بود."

البته عبارتهای دیگر در کتاب نیز وجود دارد که با سوالهای جدی روبه رو می شود مانند این عبارت در صفحه 136

"ایرانیان به سودجویی نامشروع و درآمد ناشی از ((غیر کار)) علاقه وافری دارد"


در کل کتاب خوبی است و خواندنش را به شما توصیه می کنم.